امیری

داستانی پر ماجرا

از {{model.count}}
130,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.

این خانه‌ای که داریم، بسیار ما را اذیت می‌کند. خیلی قدیمی شده است، بهتر است کمی بازسازی کنم؛ اما چه کنم که رعنا اصلاً تمایلی به تمیزکردن و بازسازی این خانه ندارد. چقدر باید پول تهیه کنم که بتوانم خانه را عوض کنم؟ رعنا می‌گوید بهتر است به مشاور املاک همسایه‌مان سر بزنیم و ببینیم چگونه می‌توان خانه را عوض کرد. این‌قدر پول ندارم که بتوانم خانه را بفروشم و یک واحد جدید بخرم. بهتر است به املاک مراجعه کنم تا ببینم چگونه می‌توانم هم دل همسرم را راضی نگه دارم و هم اندکی تنوع ایجاد کنم.

زمانی که به مشاور املاک سر خیابان رسیدم، متوجه شدم که صاحب املاک، یک پسر جوان هم‌سن پسر خودم است. نمی‌دانم باید به او اعتماد کنم یا خیر، اما از او مشاوره می‌گیرم، زیرا در این شغل فعالیت دارد و می‌تواند کمک کند. هنگامی که وارد شدم و کمی صحبت کردیم، متوجه شدم که او همان هم‌کلاسی پسرم است و کاملاً خانواده‌شان را می‌شناسم. احساس بسیار خوبی داشتم؛ اینکه فردی آشنا باشد و بتوانی با اطمینان کارت را انجام دهی، بسیار عالی است.

در مورد موقعیت منزل برایش توضیح دادم که یک واحد همکف دارم، نزدیک به دفتر او، داخل کوچه نسترن که وارد می‌شوی، سمت راست، بن‌بست شقایق.......

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...